تبليغاتX
ترانه ساز بی ساز- حمیدرضا مجیری - مفهومی برای عشق


ترانه ساز بی ساز- حمیدرضا مجیری

سلام

 یک غزل و یک ترانه

اول اینکه: دوست دارم نظر همه دوستان رو بدونم  دوم:دوست دارم همه دوستانی که نظر می دهند در مورد هر دو اثر نظر بدهند.

به استاد غزل:محمدعلی بهمنی ِ عزیز

«کجا دنبال ِ مفهومی برای ِ عشق می گردی؟

که من این واژه را تا صبح معنا می کنم هر شب»«محمدعلی بهمنی»

مفهومی برای عشق

با اینکه درس ِ عشق را در دل همیشه دوره می کردم

حالا ولی دنبال ِ مفهومی برای ِ عشق می گردم1

مفهوم ِ گرم ِ عشق را از عشق باید پرسشی کردن

که از جوابِ دیگران چون زمهریری سخت دلسردم

من مردِ راهِ عشق هستم،با شرابِ شعرِ تَر مستم

نه راهزن،نه یک رفیق ِ نیمه راهم من،نه نامردم

تا دردِ عشقی را ندیدی  از کسی هرگز مپرس آن را3

حتی ز«حافظ» که شبیهِ شعرِ او من هم پُر از دردم

گر چه نجُستم معنی و مفهوم ِ سختِ عشق را اما

من گُم شدن در عشق را معیارِ پیدا کردن آوردم.

تیرماه87

حمیدرضا مجیری

1.اشاره به شعر:«کجا دنبال مفهومی برای عشق می گردی؟»محمدعلی بهمنی

2.اشاره به شعر:«عشق را از کس مپرس از عشق پُرس»مولانا

3.اشاره به شعر:«دردِ عشقی کشیده ام که مپرس»حافظ

به قول اردلان سرفراز:«سوء تفاهمی که ترانه شد.»

من اگر صبح باشم،تو آن طلوع طلایی ِ آفتابی!

می دونم

می دونم منُ تو به هم می رسیم

اگه که زخمی ِ عشقمون باشیم

ما به هم مثِ دو مرهم می رسیم

 

ما به هم مثِ دو بی تاب می رسیم

اگه که تشنۀ عشقمون باشیم

ما به هم مثِ لبُ آب می رسیم

 

منُ تو به هم توی ِ شب می رسیم

اگه که عاشق ِ عشقمون باشیم

مثِ بوسه روی ِ یه لب می رسیم

 

می دونم منُ تو به هم می رسیم

اگه که گریۀ عشقمون باشیم

ما به هم مثِ دو تا غم می رسیم

 

ما مثِ دو تا صدا به گوش ِ هم

دو صدای ِ آشنا به گوش ِ هم

می رسیم چه دلربا به گوش ِ هم!

اردیبهشت 87

حمیدرضا مجیری

نوشته شده در یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 10:50 توسط حمید رضا مجیری| |


Design By : Night Skin